كركره رو كشيدم پايين و يه قفل زدم به در زندگي اين هواااا . تابلوي closed رو هم زدم پشت شیشه تا هر کی از این ورا رد شد بدونه که زندگی ما اجالتا تعطیله .

وقتی رختخوابم رو به مدت یه هفته ده روز از کف هال جمع نمی کنم  ؛ وقتي با هر بار غذا خوردنم يه سري ظرف كثيف به ظرف هاي روي ميز ناهار خوري اضافه ميشه ؛ وقتي روي پيشخوون اشپزخونه ليوان هاي خشكيده چاي صف كشيدن ؛ وقتي من جواب تلفن هام رو نمي دم و هي با قرص خواب روزها رو به هم مي دوزم يعني اينكه من تعطيلم .