از بس كه
ــ از بس كه از صبح تا شب مثه سگ پاسوخته تو اين شهر دودزده سگ دو مي زنم . هر شب سردرد دارم . ۲۰ روزي مي شود كه بدون مسكن سر بر بالين ننهاده ام اصلا حالم خراب است چه خرابي .
ديشب زار و نزار از بيرون رسيدم ؛ سر درد وحشتناكي داشتم كه فقط يه ليوان نسكافه مي توانست به دادش برسد و بعد از اون يه مسكن و خوااااااااااااااب . بدون حتا نايي براي غذا خوردن . لباس هايم را در آوردم و راه افتادم كه برم دستهامو بشورم حس كردم سوز مي خوره به كف پام در صورتيكه هنوز جوراب پام بود . نگاه كردم ديدم جوراب كلفت بافتني ام دو تا پاشنه هاش به قاعده ي دو تا تخم مرغ سوراخ شده و پاشنه هام افتاده بيرون !!!!!!!!!!!!!! حالا بيا بگو اضافه وزنت بخاطر بي تحركيه . ايشششششش
ــ از بس كه من دختر خوبيم آقاي رييس ورداشته اضافه كار اين ماه منو ۱۰۰ هزار تومن بيشتر كرده . منم كه بي جنبه از روزي كه فهميدم اين خوان نعمت به رومون گسترده شده هول ورمون داشته كه اين مبلغ رو در چه محلي هزينه كنيم وقتي نه ميشه باهاش يه پالتوي جينگول مستون واسه صبح هاي سرد زمستونيمون بخريم . نه ميشه باهاش يه جفت بوت خريد و با ساق مشكي پوشيد و پاهاي خوش تراشمون رو تو آينه ديد بزنيم و با خودمون حال كنيم .شايد فقط بشه باهاش يه روسري خريد و يه جفت جوراب بافتني جديد .
ــ از بس كه من وقت و اوقاتم رو تو اين بيوتي سالن ها و اينا مي گذرونم ؛ ديروز كه بعد از ۴ ماه ( نه دقت بفرماييد دقيقا ۴ ماه ) رفته بودم براي اصلاح صورت و ابرو ؛ خانم آرايشگر يه وري از زاويه ي مايل به كنار صورت ما رو ورانداز كرد و نه گذاشت و نه برداشت ؛ برگشت گفت : " ماشااله سيبيل " ( بي ادب ) . منم واسه اينكه حالش گرفته بشه ديگه به دختر نازكتر از برگ گل مردم از اين حرفا نزنه برگشتم گفتم : " چند روز ديگه آموزشي ام تموم ميشه اگه اجازه بدين با مامانم اينا بيايم خواستگاري دخترتون "
خانومه چشاش رو كوچولو كرد و ساكت شد كه اضافه كردم : " يه حلقه نشون ميذاريم تا خدمتم تموم شه "