از این روزها
ــ ولنتاين خود را به خانه تكاني ؛ شستن طبقات يخچال و فريزر و گردگيري و نظارت بر شستشوي در و پنجره گذرانديم !
ــ انگشت هاي چرك و سياهم از شدت تميزكاري شب عيد و خوردن و ليسيدن آلبالو خشكه رو خوابوندم تو آبليمو . بعد درشون آوردم و گذاشتم يه ربعي آبليمو به جون پوستم بره بعد كرم نيوآ به دستم زدم و آخر سر هم لاك سفيد رو درآوردم و ناخن هام رو لاك زدم .
ــ يكي از همكارهام صبح كه از خونه زده بيرون و سر خيابون منتظر تاكسي بوده يه خانمي با پرايد زده بهش و همكارم در جا فوت كرده .
ديشب خواب همكارم رو ديدم . خواب جنازه اش رو !
ــ وقتي حالم خوبه ؛ وقتي ذهنم آرومه دلم ميخواد فر رو روشن كنم و بوي شيريني تو خونه بپيچه . من میخوام شیرینی های عیدم رو خودم بپزم .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 9:3 توسط دلاك
|