عروس : دستت درد نكنه خواهر اون سررسيده رو كه عيد بهم دادي هر روز از اينترنت دستور غذا توش مي نويسم كه اگه يه هووو مهمون برام اومد از روش بخونم و يه چيزي درست كنم

خواهر عروس : وا خُلي مگه ؟ خب تو كامپيوترت دستورها رو تو يه فايل سيو كن ، هر وقت خواستي برو بخون ديگه چرا مي نويسي ؟

عروس : خب اومديم برق ها رفت فاميل هاي شوهرم هم زنگ زدن كه دارن ميان خونه ي ما . اونوقت من چه گلي به سرم بگيرم ؟

خواهر عروس : غش و ريسه وسط خيابون كه آخه خر ِ خدا تو كه اينقدر باهوشي كه فكر همه جا رو مي كني خب يه كم مخت رو به كار بنداز آشپزي ياد بگير ديگه !

 

**************************************************************

ـ بزرگترين درگيري فكري خواهر عروس در حال حاضر انتخاب مدل لباسه . مي دونيد كه چه پروژه ي طاقت فرسايي پيش رو دارم ؟