طعم گس دلدادگي
اين روزها باز خدا لقمه هاي كوچك و لذيذ خوشبختي را در دهانم مي گذارد .
من اما كودك دل نازكي ام كه براي تنبيه گرسنگي اش داده اند ، حال مي ترسد .
با ترس لقمه ها را از دست خدا مي گيرم ،
با ترس مي جوم ،
با معطلي در دهانم مي گردانمش ،
قورت دادنش را به تعويق مي اندازم .
مي گذارم تا آهسته آهسته و ريزه ريزه از حلقم پايين رود .
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13:56 توسط دلاك
|