بر ويرانه هاي زنانگي ام زني از نو بنا كردم
اين عادت رو از قديم داشتم كه تمام برنامه هاي روزانه ام رو توي تقويمم مي نويسم ، مخارجم ، ليست خريدها ، ليست كارهايي كه بايد انجام بشه و ...
اگه تقويم من دست يكي بيفته از هر اونچه كه تو كنج دلم هم قايم كردم خبردار ميشه !
ديشب خواستم يه كم كاغذ ماغذهام رو مرتب كنم ، تقويم ۹۲ رو آوردم و تقويم هاي دو سه سال اخير رو هم گذاشتم تا اگه نكته ي مهمي ، مطلب مهمي ، شماره تلفني هست رو منتقل كنم به تقويم سال جاري و بقيه رو بريزم دور .
به يه ليست رسيدم كه بعد از اسباب كشي به امن ترين و امان ترين خونه اي كه تا حالا داشتم نوشته بودم از كارهام ، خدايا من چقدر تو اون خونه شاد بودم ، چقدر اونجا زندگيم زيبا و پررنگ و با طراوت بود ! همين سه سال پيش بود فقط ! اون اتاق خواب هاي پرنور ، آشپزخونه ي دلباز ، اون هال گرم و صميمي ...
( گوشه ي هال من يه باغچه درست كرده بودم با گلدون هاي سرسبز و خرم به اضافه ي يه حوض نقره اي كه سه تا ماهي گلي توش داشت )
به يه ليست رسيدم از منابع مالي اي كه براي خريد خونه اطراف تهران داشتم ، به كسري هايي كه براي خريدش داشتم ، چقدر در تب و تاب بودم كه پولش جور ميشه يا نه !
به برنامه ريزي واسه گرفتن وام خودرو ، مدارك لازم براي گرفتن وام جعاله و ...
و بين صفحات تقويم به يه ليست رسيدم از وسايلي كه براي بچه دار شدن بايد تهيه كنم :
ناخن گير
پيش بند
سرهمي تا ۳ ماهگي
كتاب حمام
شامپوي بچه
لوسيون بچه
كرم سوختگي
گوش پاك كن
جوراب
شورت عينكي
دندون ئييي ئييي