ديروز حس زن بودنم زده بود بالا اساسي !

از سركار كه رفتم اول رفتم فروشگاه دم خونه مشكين تاژ و پنير پيتزا خريدم . بعد رفتم ميوه فروشي شليل و گيلاس و كلم و پياز خريدم . ميوه فروشه هويج ( كيلويي 1500 تومن !) نداشت . پس مجبور شدم برم يه ميوه فروشي ديگه هويج و ذرت و كدو بخرم . بعد هم يه سوپري واسه خريدن قند و شكر و ماست و خامه .

با دست پر رسيدم خونه .وسايل رو گذاشتم زمين و پريدم تو آشپزخونه . زود جمع و جور كردم ؛ مرتب كردم ؛ چيدم . پيازها رو خرد كردم و ريختم توي تابه . كدوها رو پوست كندم . گوشت از فريزر گذاشتم بيرون كه يخش باز شه . كدوها رو شستم و گذاشتم آبش بره ؛ كلم رو شستم و خشك كردم و ساطوري كردم و هويج رو هم توش رنده كردم و ماست پرچرب و سس مايونز و آبليمو زدم و گذاشتم يخچال . ذرت رو گذاشتم بپزه و چند تا دونه كدو بخارپز كردم . كدوي بخارپز شده رو رنده ريز كردم و با نمك و فلفل سياه و پودر سير و ماست پرچرب تبديل شد به يك بوراني خيلي خوشمزه . وقتي يخ گوشت آب شد با پياز پختمش . سس سفيد درست كردم و با خامه و آبليمو يه كم ادويه و زردچوبه يه بيف استراگانف خيلي لذيذ آماده كردم .

هي  در اين قابلمه رو باز كردم و محتوياتش رو هم زدم . باز در اون يكي رو باز كردم و وارسي كردم كه آبش تموم نشده باشه . هي اين رو هم زدم و اون يكي رو برگردوندم تا نسوزه . من عاشق اين جلوه از زنانگي ام .

وقت شام شد . ميز رو چيدم . سالاد كلم ؛ بوراني كدو و بيف استراگانف . همه چيز بي نهايت خوشمزه شده بود و  چون تنها بودم و كس ديگه اي در اين ضيافت شركت نداشت آي خوردم و خوردم .


حالا از ديشب تا حالا رودل كردم . حال خيلي بدي دارم سر دلم سنگينه ؛ حالت تهوع ندارم ولي احساس تهوع دارم . شايد كمي هم سرگيجه . هر لحظه انتظار خروج اين وعده غذايي لذيذ را مي كشم چه از بالا ؛ چه از پايين ...