coworker
بدليل مشكلات مالي شركت ، از نماينده شركت توي بندرعباس خواستند كه برگرده بياد دفتر تهران مشغول شه چون پرداخت هزينه هاي زندگي اين آقا و اجاره ملك و پرداخت حق ماموريت و فلان و بيسار ديگه براي شركت مقدور نيست .
حالا اين آقايي كه ما هميشه تلفني با هم در ارتباط بوديم از دو هفته ي پيش تشريف فرما شده ور دل ما .
ــ مهمترين نكته اينه كه لهجه ي غليظ يكي از قوميت هاي نازنين مون رو داره ! غليظ ها خيلي غليظ ! ( نه خير آذري نيستند )
ــ خيلي خيلي فراتر از قدرت تكلم يك آدميزاد توانايي حرف زدن داره !
ــ هر چيزي رو سه بار توضيح ميده و در آخر هر جمله اش ميگه : گرفتي ؟؟؟
ــ ميز كنار من رو بهش دادن !
ــ فكر مي كنه هر تلفني روي هر ميزي كه زنگ ميخوره اين بايد جواب بده !
ــ فكر مي كنه بندرعباس خارجه ، دوست داره همش در مورد اينكه اونجا زندگي مي كرده و بازارها و مراكز تجاري اش و اسكله اش و بندرش و هتل هاش و همه چي هاش توضيح بده !
ــ باد به غبغب مي اندازه كه من بدون اينكه كلاس برم كامپيوتر ياد گرفتم ، بعد هر ۵ دقيقه يه بار مانيتورش رو به سمت من مي چرخونه و ميگه خانم دلاك باشي اين پيغام چي ميگه ؟ الان ميخوام پرينت بگيرم كنترل چي رو بزنم ؟ ويرگول كدوم بود ؟ فونت چي رو انتخاب كنم ؟ جدول ميخوام بكشم ! ما چند ساعت مي تونيم بريم تو اينترنت ؟ كابل شبكه ي من شله ! چرا سيستم من فلش نمي خونه ؟
ــ دو روزه اومده بالغ بر ۵۰ بار سراغ سبد كالاي ماه رمضان رو از من گرفته !
ــ روزي يك بار از شركت زنگ مي زنه ولايتشون به برادر ، پدر و شوهر خواهرش و به زبان محلي احوال بروبكس رو جويا ميشه !