چند هزار بار كهنه هاي منو با آب يخ تو حياط تو تشت چنگ زدي ؟
بعد از حدود ده روز از عمل مادر ، بر اثر بي دقتي خودش ، بي تجربگي ما و بي تحركي اش ، مادر به يبوست وحشتناكي مبتلا شد . درد فوق العاده زيادي داشت در حدي كه به خونريزي هم دچار شده بود و از شدت درد از حال رفته بود ، رنگش كاملا پريده بود و خيس عرق شده بود . خواهر كه طفلك هيچوقت تو اين موقعيت نبوده نشسته بود هاي هاي به گريه كردن . تا اينكه من با دو تا شياف و ژل بي حس كننده مقعد از راه رسيدم و نيم ساعت پس از نصب شياف مادر به راحتي مشكلش حل شد . اما خب چون نمي تونه از جا بلند شه اين فعل مبارك در رختخواب اتفاق افتاد .
با هزار مكافات تو همون رختخواب مادر رو حمام كردم ، ملافه هاش رو عوض كردم ، لباسهاش رو عوض كردم ، تنش رو روغن زيتون زدم ، ماساژ دادم ، لوسيون زدم بهش و عطر و مام ماليش كردم و بعد هم من و خواهر افتاديم به جون خونه و آنقدر شستيم و سابيديم و خوشبو كننده و اسفند و عود و جوشوندن وانيل تو آب جوش و اينا كرديم تا خونه ي تازه عروس مرتب بشه .
شب كه خواستم برگردم خونه ، ناغافل دستم رو بوسيد . گفت من هيچ كدوم از اين كارها رو واسه مادرم نكرده بودم . شرمنده ات شدم . روم سياه . خدا عوض خير بهت بده . خدا رو شكر كه شما دو تا رو بهم داد ...