ـ مادر بيمارستان بستري شد

ـ تمام آزمايشات و بررسي ها انجام شد تا اين لحظه همه چيز نرمال بوده و هنوز مشكل پيدا نشده . دكترها حدسيات جديدي زدن و در حال مطالعه ي موارد جديد هستند . دستشون درد نكنه كه مادر ما رو موش موشك خودشون كردن !

ـ من و خواهرم تو اين دو سه روز فوق العاده خنديديم چون با دختر ِ خانمي كه تخت بغلي مامان خوابيده بود دوست شديم و تو بيمارستان كلي به ما مادر و دخترها خوش مي گذرد ! جاي دشمنتان خالي !

ـ پدرم به تهران آمده ولي من هنوز نديده امش و در مكالماتي هم كه داشتيم به دليل وخامت حال مادر پيگير آقاي خواستگار نشده است .

ـ مادر آقاي خواستگار طي يك تماس تلفني با من جوياي احوال مادر شدند و توصيه هاي لازم را براي پرستاري از مادر فرمودند . وي افزود كه پس از بهبودي مادر خدمت ما شرفياب خواهند شد !