اوضاع روحي مادر به شدت و با جديت تمام خراب است . شبي نيست كه با گريه هاي سوزناك به خواب نرود . دكتر فيزيوتراپ ابراز نااميدي كرده است و پس از يك هفته درگيري مجدد با دكتر و ام آر آي و بيمارستان و اين صحبت ها ، چنين نتيجه گرفته اند كه پس از عمل در ناحيه ي نخاع مادر دچار چسبندگي عصب شده است و به عبارت ساده تر يك پايش فلج نسبي دارد . البته كه درد زيادي را هم تحمل مي كند و پس از حدود ۵ ماه بيماري و اسير رختخواب بودن طاقت از كف داده است و از نظر روحي هم خيلي جدي دچار افت شده .

و من بي نهايت كلافه ام ، هر قدر بيشتر اميد به بهبود اوضاع مي بندم ، شرايط پيچيده تر مي شود . اين روزها با آقاي خواستگار بيشترين موضوع صحبتمان بيماري مادرهايمان ، رخدادهاي جديد در مورد بيماري هايشان و علائم جديد و معرفي اين دكتر و تجويز فلان دكتر و از اين دست اراجيف است .

ديگر خسته شده ام . خيلي !