دلاک خود شيريني که من باشم قرار است آخر هفته را در معيت مادر آقاي خواستگار به خريد تختخواب دونفره برود !

اووووووووووووووه نه اشتباه نکنيد ! قرار نيست من و آقاي خواستگار روي اين تخت بخوابيم !


اصلا بذار يه جور ديگه توضيح بدم . برادر آقاي خواستگار و خانمش تا چند هفته ي ديگه براي اولين بار بعد از ازدواجشون ميان ايران . خب تازه عروس و دامادن و مادر آقاي خواستگار تصميم داره براشون اتاق خواب درست کنه . خود جناب خواستگار که تا دلتون بخواد درگير و گرفتار کاره ، والده ي محترمه شون هم تا دلتون بخواد استرس و اضطراب کارهاي باقيمونده رو دارن و اين جوري بود که من در نقش دوست دختر رابين هود ظاهر شدم و با استقبال زايدالوصف دو طرف مناقشه روبرو شدم . آقاي خواستگار  با شور و اشتياق فراوون سوييچ اتومبيلشون رو پيشکش من کردن و والده خانم هم عنان و اختيار انتخاب تختخواب و ملحقاتش رو به من واگذار کردن !

و اينجانب در نقش يه عروس آينده نگر و پيش پيش شکر در حلقوم مادرشوهر فرو کن پيشنهاد دادم که مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااادر نمي خواهين واسه عروس خانم مانتو و روسري بخريد آماده بذاريد اونها ميان خسته و بيخواب راه نيفتن دنبال حجاب اسلامي ؟

و بعدها شنيدم که اين دورانديشي و حسن نيت و نداشتن حس حسادت و رقابت در قلب مبارک ما چقدر به مذاق والده خوش آمده و تعريف ها نمودندي و محاسن ما را برشمردندي و اووووووووووووف که من چقدر نانازي و گوگوليم !


مناجات نوشت : خدايا پروردگارا اي قادر مطلق تو رو به جون همه ي بنده هاي خوبت من اصلا دغدغه ندارم که حالا چي بپوشم و اينا فقط يه دغدغه دارم اونم اينه که تو کمکم کني در روز موعود و در ساعت مقرر يه جاي پارک گل و گشاد و هلو گيرم بياد . خدايا حيثيت دست فرمونم رو به تو سپردم خودت شاهدي من شيرين دو ساله پشت رل نشستم هااااااا ! راستي کلاج کدوم بود ؟